۱۳۸۸ شهریور ۶, جمعه

هاشمی رفسنجانی؛ نسخه بومی شده «دشمن»


در تمامی ۳۰ سال گذشته و علی الخصوص پس از بقدرت رسیدن حجّت الاسلام سید علی خامنه ای «دشمن» بطور عام و امرکا به طور خاص نقش مهمی را در تمامی اتفاقات و حوادث ناگوار داشته است.

از قضیه قتلهای زنجیره ای و کوی دانشگاه گرفته تا پرونده اتمی و خلاصه در هر مساله و معضل داخلی و خارجی میتوان رد پایی از «دشمن» مشاهده کرد (این همان نکته ای بود که سید احمد خمینی دو سه هفته قبل از مرگ مشکوکش به آن اشاره کرد و از منتسب کردن همه مشکلات به «دشمن» انتقاد کرد) .

اما در چند ساله اخیر و بخصوص پس از روی کارآمدن احمدی نژاد در سال ۸۴ با توجه به معضلات و مشکلات مضاعفی که ناشی از بی لیاقتی دولت بود به نظر میرسید که «دشمن» یا همان امریکا به تنهایی ظرفیت آنرا ندارد که عامل همه مشکلات (که چند برابر شده بود) باشد. لذا سناریوی «دشمن» تراشی باید شریکی برای امریکا پیدا میکرد تا بخشی از بار مشکلات بر دوش وی می افتاد.

در این بین مشکلات خارجی را میشد هنوز به گردن امریکا انداخت اما حال که دولت دیگر مانند دولت خاتمی نوکر «دشمن» نبود بیش از این نمیشد مشکلات داخلی را هم به گردن امریکا انداخت. پس باید به فکر پیدا کردن نسخه بومی شده «دشمن» می گشتند تا تمامی ناکارآمدی های داخلی را به گردنش بیاندازند.

خوب، این دشمن جدید باید بگونه ای انتخاب میشد که منفور قشرهایی از جامعه باشد، هنوز دارای قدرت در حالمیت باشد و بعلاوه در جایی نیز از احمدی نژاد سیلی خورده باشد تا بتوان به راحتی او را به «دشمن»ی با دولت نوپا و خدمتگزار متهم کرد، و کسی که تمامی این نقاط منفی را در خود داشت کسی نبود جز هاشمی رفسنجانی. هاشمی؛ درست یا غلط؛ برای بسیاری از مردم ایران نمادی از قدرت نامشروع و ثروت نامشروع در ایران بود. بخصوص که احمدی نژاد و فرمانده اش خامنه ای در انتخابات سال ۸۴ مزه شیرین در مقابل هاشمی قرار گرفتن (و پیروز شدن) را چشیده بودند و بعبارتی این «دشمن» امتحان خودش را خوب پس داده بود.

و اینگونه بود که از سال ۸۴ ردپای این «دشمن» جدید (و اینبار داخلی) تقریبا در تمامی ناکامی های داخلی و اقتصادی و حتی برخی ناکامی های خارجی دیده میشود.

پی نوشت: هرچند که اینجانب در حال حاضر هاشمی را در جبهه ضد کودتا میبینم، اما این نوشته به معنای تایید تمامی اقدامات هاشمی از طرف نگارنده نمی باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر