
۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سهشنبه
۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه
برادر سپاهی، برادر بسیجی، تو جاودانه شدی
امروز و در آستانه ۲۲ بهمن داشتم عکسها و فیلمها و گزارشهای مربوط به وقایع و فجایع پس از انتخابات را مرور میکردم. از فیلم کشته شدن ندا تا صحنه زیر گرفتن مردم توسط وانت نیروی انتظامی تا داستان تلخ ترانه موسوی تا عکس گلوی بریده آن جوانی که اسمش را نمیدانم و گلوله هایی که سر و سینه بهترین جوانان وطن را شکافته بودند. دیدم به راستی آنچه در این سالها و بخصوص در این ۸ ماهه توسط تو هموطن سپاهی و بسیجی انجام شده کلکسیونی از تمام جنایاتی استکه در کتابهای تاریخ نوشته شده است. چنگیز نیز مثل تو غارتگر و خونریز بود اما هشت قرن پیش از این آزادی مذهبی را محترم میشناخت و کسی را بخاطر مذهبش مجازات نکرد. اما تو چه. تو در ام القرای جهان اسلام اجازه ساخت مسجد به مسلمانان سنی مذهب نمیدهی وبلوچها و کردها و بهائیان را فقط بخاطر مذهبشان میکشی. تیمور نیز مانند تو به هرکس که در برابرش مقاومت میکرد رحم نمیکرد. اما هنر دوست بود و بارها با وساطت هنرمندان و شاعران دشمنانش را بخشید، نه چون تو که دشمن هنر و هنرمند هستی و جز چاپلوسی نمیدانی. هیتلر هم مانند تو باعث مرگ انسانهای بیگناه بسیاری شد اما هیچگاه همچون تو که لبنانیها را به جان هموطنانت انداخته ای حاضر نبود یک بیگانه را برای کشتار آلمانها استخدام کند. او عاشق آلمان بود. زندانهای استالین نیز همانند زندانهای تو پر بود از بیگناهان و دادگاههایش مانند دادگاههای تو بیدادگاه بود، اما هیچگاه نشنیدیم که در زندانهایش به زندانیان تجاوز دستجمعی کنند و بعد هم جسد قربانی را بسورانند.
آری هموطن سپاهی و بسیجی. تو جامع ترین جنایتکار تاریخ هستی.
در قرن ۲۱ که حتی برای استفاده از حیوانات در آزمایشهای پزشکی پروتکل وجود دارد تا مبادا حیوان بیچاره زجر بکشد، تو دوبار با ماشین از روی جوان هموطنت رد شدی تا مطمئن شوی که به فجیع ترین وضع ممکن کشته شده است.
آری، به خود افتخار کن. و به فرزندانت بگو که تو در تاریخ جاودانه هستی. مبادا وقتی همکلاسیهایشان شغل پدرشان را میپرسند خجل و شرمسار شوند.
آری هموطن سپاهی و بسیجی. تو جامع ترین جنایتکار تاریخ هستی.
در قرن ۲۱ که حتی برای استفاده از حیوانات در آزمایشهای پزشکی پروتکل وجود دارد تا مبادا حیوان بیچاره زجر بکشد، تو دوبار با ماشین از روی جوان هموطنت رد شدی تا مطمئن شوی که به فجیع ترین وضع ممکن کشته شده است.
آری، به خود افتخار کن. و به فرزندانت بگو که تو در تاریخ جاودانه هستی. مبادا وقتی همکلاسیهایشان شغل پدرشان را میپرسند خجل و شرمسار شوند.
۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه
بیانیه میرحسین برای ایجاد اختلاف بین کودتاچیهاست. ما باید بر روی اعتصاب در دانشگاهها و سایر برنامه هایمان متمرکز شویم
از امروز صبح که بیانیه شماره ۱۷ رئیس جمهور موسوی صادر شده مباحثات زیادی را در بین طرفداران جنبش (که همانطور که موسوی در بیانیه پیشین خود گفته بود دارای عقاید و سلایق مختلف هستند) باعث شده است. به نظر میاید از آنجا که این بیانیه خطاب به کودتاچیان و با هدف انداختن توپ در زمین آنها (و احتمالا ایجاد بحث و اختلاف بین آنها و فرسایش دادن هر چه بیشتر آنها) صادر شده، لزومی ندارد که طرفداران جنبش سبز انرژی و وقت خود را با مباحثه بر سر این بیانیه هدر بدیم. بر همین اساس دلیلی هم ندارد که برنامه های از پیش برنامه ریزی شده جنبش را بخاطر صدور این بیانیه معلق کنیم و یا تمرکزمان را از آن برداریم. فعالین جنبش دانشجویی قصد دارند از فردا اعتصاب در دانشگاه ها را به عنوان اولین مرحله از اعتصابات ملی جهت ساقط کردن کودتاچی ها و در اعتراض به شقاوت های انجام گرفته در روز عاشورا و ریخته شدن خون مردم در انروز و روز های بعد از ان به مرحله ی اجرا بگذارند . پس بیاید به جای مباحثه بیفایده بر سر بیانیه ی که مخاطبش ما نبوده ایم تمام توان خود را معطوف به اطلاع رسانی در خصوص آغاز اعتصابات و نیز مراسم هفتم و چهلم شهدای عاشورای خونین تهران کنیم.
۱۳۸۸ دی ۷, دوشنبه
از امروز تمرکز اصلی فعالین جنبش در داخل و خارج باید تبلیغ گسترده برای اعتصاب سراسری باشد.
خشونت بی پرده، ترور برنامه ریزی شده و حمله با اتومبیل به جمعیت معترضان تنها گوشه هایی از جنایات یزید زمان و سپاهیان خونریزش در عاشورای ۸۸ بود. واقعیت اینستکه خامنه ای از آن دسته دیکتاتورهائی استکه کوچکترین عقب نشینی در مقابل اراده ملت را به مثابه خدشه وارد شدن به جبروت خدائی! خود میداند و آنرا بر نمیتابد. به این واقعیت تاسف بار اضافه کنید وجود سگهای هاری که به مدد رانتهای بی حساب آنچنان فربه شده اند که برای حفظ خوان گسترده از نعماتی که در تمامی ۲۰ سال گذشته خود و خاندانشان از آن ارتزاق کرده اند حاضرند دست به هر جنایتی بزنند.
حوادث دیروز نشان داد که روی نیروهای سپاه و حتی ارتش هم نمیتوان برای پیوستن به مردم حساب کرد. سپاهی ها حتی همانهاشان که در ظاهر ژست اصلاح طلبی و حمایت از موسوی میگیرند، در دو راهی حفظ رانتهای دریافتی به واسطه عضویت در سپاه و پیوستن به مردم که ولی نعمت واقعی آنها هستند اولی را انتخاب میکنند. در مورد ارتش نیز به نظر میرسد که فرماندهان بلند پایه آن کاملا زیرنظر سپاه و حتی وابسته به آنها میباشند و فرماندهان میانی و رده پایین نیز آنچنان قدرتی ندارند و در ضمن تحت نظارت شدید توسط حفاظت اطلاعات میباشند.
در خصوص اصولگرایان به اصطلاح معتدل هم که با نگاهی به خبر رسانی سایتهای زیر نظرشون میشود فهمید کجای کار قرار دارند. محسن رضائی که پیشتر ناموس خود را به پیشگاه ولی امر مسلمین تقدیم کرده بود آن لجن پراکنی ها و گزارشهای ساختگی را در تابناک در خصوص مردمی که در عاشورای تهران و نیز نجف آباد به خاک و خون کشیده شدند نوشت. سردار قالیباف نیز بیش از آنکه به فکر مردمی باشد که در خیابانهای شهری که او شهردارش است به خاک و خون کشیده میشوند به فکر پیروز شدن بر دولت در بازی مترو و تونل توحید است تا بلکه قبای رضاخان اسلامی به تنش اندازه شود. برادران لاریجانی هم که نشان داده اند حتی شهامت اظهار نظر در مورد پرونده های صوریی چون تحقیق و تفحص مجلس در خصوص حادثه کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک که در نهاد تحت ریاست آنها بررسی میشود را هم ندارند چه رسد به اینکه بخواهند کار اساسی در راستای حقوق ملت انجام دهند. اینها حتی مانند رضائی شهامت کپی - پیست کردن پیام تسلیت کینه ای خامنه ای به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری را هم ندارند.
علمای قم و نجف نیز (بجز تعدادی انگشت شمار) اثبات کرده اند که برای ندیدن جنایات حاکمی که رزق و روزی آنها را وافرتر کرده (و در عین حال پرونده های بسیار از فساد اخلاقی و اقتصادی آنها و خانواده شان در اختیار دارد) ترجیح میدهند سرشان را در برف مبطلات روزه و نماز و شرائط خمس و زکات فروبرند، و به بهانه غیرسیاسی بودن، وانمود کنند از آنچه در کشورشان میگذرد بی خبرند.
بر روی کمک کشورهای خارجی مدعی دموکراسی هم که به نظر میاید مدتهاست اثبات شده که هیج حسابی نمیتوان باز نمود. آنها حاضرند تمام ملت ایران را در ازای کوتاه آمدن جمهوری اسلامی در پرونده هسته ای بفروشند و بر روی تمامی جنایات رژیم چشم بپوشند.
با توجه به تمامی این مطالب به نظر می رسد که ملت برای رهائی از دیکتاتوری جز به صبر و استقامت خود نمیتواند روی پشتوانه دیگری حساب کند. جنبش اگر میخواهد اسیر ناامیدی ناشی از خوشبینی نشود باید احتمال ریزش در سپاه و اصولگرایان و یا پیوستن ارتش را لااقل در شرائط فعلی از گزینه های قابل اتکا و محتمل حذف کند و بر داشته های خود متکی شود.
در شرائط فعلی بهترین گزینه برای به زانو در آوردن دیکتاتور چیزی جز آماده شدن و تبلیغ کردن برای اعتصاب سراسری نیست . ادامه اعتراضات و تجمعات در تشییع جنازه و سوم و هفتم شهدا و مناسبتهای دیگر برای زنده نگه داشتن جنبش و خسته کردن کودتاچیان لازم و ضروری است و باید به طور مستمر انجام شود. اما در کنار ادامه اعتراضات و تجمعات، آنچه که میتواند کمر کودتاچیان را بشکند و آنها را در مقابل خواسته ملت به تسلیم وا دارد اعتصابات گسترده است. اعتصابات باعث خواهد شد آندسته از مردم و بخصوص کارگران که شاید دغدغه های سیاسی اولویت اصلی شان نیست اما زیر بار فشار مشکلات اقتصادی (که به اعتقاد نگارنده آن نیز از تبعات بی کفایتی سیاسی حکومت است ) کمر خم کرده اند نیز به جنبش بپیوندند و زمینه را برای سقوط هر چه سریعتر دیکتاتور فراهم کنند.
حوادث دیروز نشان داد که روی نیروهای سپاه و حتی ارتش هم نمیتوان برای پیوستن به مردم حساب کرد. سپاهی ها حتی همانهاشان که در ظاهر ژست اصلاح طلبی و حمایت از موسوی میگیرند، در دو راهی حفظ رانتهای دریافتی به واسطه عضویت در سپاه و پیوستن به مردم که ولی نعمت واقعی آنها هستند اولی را انتخاب میکنند. در مورد ارتش نیز به نظر میرسد که فرماندهان بلند پایه آن کاملا زیرنظر سپاه و حتی وابسته به آنها میباشند و فرماندهان میانی و رده پایین نیز آنچنان قدرتی ندارند و در ضمن تحت نظارت شدید توسط حفاظت اطلاعات میباشند.
در خصوص اصولگرایان به اصطلاح معتدل هم که با نگاهی به خبر رسانی سایتهای زیر نظرشون میشود فهمید کجای کار قرار دارند. محسن رضائی که پیشتر ناموس خود را به پیشگاه ولی امر مسلمین تقدیم کرده بود آن لجن پراکنی ها و گزارشهای ساختگی را در تابناک در خصوص مردمی که در عاشورای تهران و نیز نجف آباد به خاک و خون کشیده شدند نوشت. سردار قالیباف نیز بیش از آنکه به فکر مردمی باشد که در خیابانهای شهری که او شهردارش است به خاک و خون کشیده میشوند به فکر پیروز شدن بر دولت در بازی مترو و تونل توحید است تا بلکه قبای رضاخان اسلامی به تنش اندازه شود. برادران لاریجانی هم که نشان داده اند حتی شهامت اظهار نظر در مورد پرونده های صوریی چون تحقیق و تفحص مجلس در خصوص حادثه کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک که در نهاد تحت ریاست آنها بررسی میشود را هم ندارند چه رسد به اینکه بخواهند کار اساسی در راستای حقوق ملت انجام دهند. اینها حتی مانند رضائی شهامت کپی - پیست کردن پیام تسلیت کینه ای خامنه ای به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری را هم ندارند.
علمای قم و نجف نیز (بجز تعدادی انگشت شمار) اثبات کرده اند که برای ندیدن جنایات حاکمی که رزق و روزی آنها را وافرتر کرده (و در عین حال پرونده های بسیار از فساد اخلاقی و اقتصادی آنها و خانواده شان در اختیار دارد) ترجیح میدهند سرشان را در برف مبطلات روزه و نماز و شرائط خمس و زکات فروبرند، و به بهانه غیرسیاسی بودن، وانمود کنند از آنچه در کشورشان میگذرد بی خبرند.
بر روی کمک کشورهای خارجی مدعی دموکراسی هم که به نظر میاید مدتهاست اثبات شده که هیج حسابی نمیتوان باز نمود. آنها حاضرند تمام ملت ایران را در ازای کوتاه آمدن جمهوری اسلامی در پرونده هسته ای بفروشند و بر روی تمامی جنایات رژیم چشم بپوشند.
با توجه به تمامی این مطالب به نظر می رسد که ملت برای رهائی از دیکتاتوری جز به صبر و استقامت خود نمیتواند روی پشتوانه دیگری حساب کند. جنبش اگر میخواهد اسیر ناامیدی ناشی از خوشبینی نشود باید احتمال ریزش در سپاه و اصولگرایان و یا پیوستن ارتش را لااقل در شرائط فعلی از گزینه های قابل اتکا و محتمل حذف کند و بر داشته های خود متکی شود.
در شرائط فعلی بهترین گزینه برای به زانو در آوردن دیکتاتور چیزی جز آماده شدن و تبلیغ کردن برای اعتصاب سراسری نیست . ادامه اعتراضات و تجمعات در تشییع جنازه و سوم و هفتم شهدا و مناسبتهای دیگر برای زنده نگه داشتن جنبش و خسته کردن کودتاچیان لازم و ضروری است و باید به طور مستمر انجام شود. اما در کنار ادامه اعتراضات و تجمعات، آنچه که میتواند کمر کودتاچیان را بشکند و آنها را در مقابل خواسته ملت به تسلیم وا دارد اعتصابات گسترده است. اعتصابات باعث خواهد شد آندسته از مردم و بخصوص کارگران که شاید دغدغه های سیاسی اولویت اصلی شان نیست اما زیر بار فشار مشکلات اقتصادی (که به اعتقاد نگارنده آن نیز از تبعات بی کفایتی سیاسی حکومت است ) کمر خم کرده اند نیز به جنبش بپیوندند و زمینه را برای سقوط هر چه سریعتر دیکتاتور فراهم کنند.
۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه
عدم حضور تیمهای عربی حوزه خلیچ فارس در جام جهانی برای اولین بار پس از سال ۱۹۷۸
با شکست بحرین مقابل نیوزلند؛ برای اولین بار پس از جام حهانی ۱۹۷۸ هیچ نماینده ای از کشورهای عربی حوزه خلیج همیشه فارس در جام جهانی ۲۰۱۰ حضور نخواهد داشت. ۱۹۸۲: کویت ۱۹۸۶: عراق ۱۹۹۰: امارات ۱۹۹۴و۱۹۹۸و۲۰۰۲و۲۰۰۶ عربستان...
تنها تیم عربی این مسابقات از قاره افریقا خواهد بود و امشب پس از دیدار مصر و الجزایر معرفی خواهد شد.
ارتقا به جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه؛ حق الزحمه سردار عراقی بخاطر به خاک و خون کشیدن مردم تهران
سردار عبدالله عراقی فرمانده سابق سپاه تهران که نقش اصلی در به خاک و خون کشیدن مردم تهران در اعتراضات پس از انتخابات را داشت به جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه (بجای شوشتری) ارتقا یافت.
۱۳۸۸ آبان ۱۹, سهشنبه
آقای صادق لاریجانی؛ در صورت اعدام احسان فتاحیان این اعدام به عنوان اولین جنایت رسمی شما در مقام قوه قضاییه ثبت خواهد شد.
آقای صادق لاریجانی؛ شاید در قضیه بهنود شجاعی بتونی از خودت سلب مسئولیت کنی و بگی اولیاء دم جاضر به بخشش نشدند. اما احسان فتاحیان شاکی خصوصی ندارد. جرم او فقط و فقط ابراز عقیده است. مسئولیت مستقیم اعدام امیر فتاحیان با شخص شما به عنوان رئیس قوه قضائیه میباشد و در صورتیکه اعدام متوقف نشود این به عنوان نخستین جنایت رسمی شما ثبت خواهد شد و تمام مردم سبز ایران شما را مسئول مستقیم این جنایت خواهند دانست.
اشتراک در:
پستها (Atom)